شمارنده

سایت روان پاسخگو

برای ورود به سایت جدید کلیک کنید.

در حال انتقال مطالب از این سایت به سایت جدید هستم

www.ravanpasokhgoo.ir

سلام خدمت همه دوستان گرامی. در این وبلاگ می توانید سوالات روان شناسی با موضوعات مختلف خانواده درمانی، زوج درمانی، مشکلات جوانان، مشاوره ازدواج، مشاوره تحصیلی، ارتباط جنسی و ... را بپرسید و در اسرع وقت پاسخ های شما ارسال می گردد.

در ارسال سوالات حتما نکات زیر رعایت شود.

1- سوالات خود را حتما فارسی بنویسید. به سوالات فینگلیش پاسخ داده نمی شود.

2- سن ،جنسیت و وضعیت تأهل خود را حتما بنویسید.

3- برای سوالات محرمانه خود درخواست رمز نمایید.

4- از پرسیدن هرگونه سوالی خجالت نکشید.

5- برای اطلاع رسانی پاسخ سوال شما در سایت شماره همراه و ایمیل خود را در صورت تمایل وارد کنید.

6- سوالات خود را  فقط در بخش ایجاد سوال مشاوره می توانید درج نمایید.

7- صرفاً به سؤالاتی پاسخ داده خواهد شد که ایمیل یا شماره همراه خود را در سؤال درج نمایند.

ضمنا امکان مشاوره آنلاین نیز فراهم شده که می توانید جهت پاسخگویی به سوالاتتان استفاده نمایید.

 

 

 

 
 

تذکر: به سوالات ارسالی از بخش نظرات پاسخ داده نمی شود.

با تشکر

مدیریت سایت

 


موضوعات مرتبط: زناشویی ، سوالات مشاوره ای ، ازدواج ، مرکز مشاوره ، روابط دوستی و عشقی ، کارگاه ها و دوره های روان شناسی ، دختران ، پسران ، زندگی
برچسب‌ها: مشاوره , روان شناسی , سوال , پرسش و پاسخ , مشاوره جنسی

تاريخ : چهارشنبه 4 دی1392 | 0:0 | نويسنده : مشاور |
سوال: با سلام
 من یک هفته پیش به یه دختر که همکلاسیمه شماره دادم وخواستم با اون دوست بشم ولی اون شماره رو نگرفت باور کنین قصدمن بازی دادن اون نبود من اونو خیلی دوست دارم حالا نمی دونم چی کار کنم چطور بهش بگم دوسش دارم  خواهش می کنم کمکم کنین

موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، روابط دوستی و عشقی ، پسران
برچسب‌ها: مشاوره , دوستی , دختر , همکلاسی , تلفن

تاريخ : جمعه 30 آبان1393 | 17:35 | نويسنده : مشاور |
با سلام و خسته نباشید. ببخشید من وقتی می خوام روی آلتم کاندوم بکشم، ظاهرا به لاتکس کاندوم حساسیت دارم و آلتم نعوظ خودش رو از دست میده. ممنون میشم راهنماییم کنید

25 سالم هم هست

پاسخ مشاوره


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، جنسی ، پسران

تاريخ : دوشنبه 19 آبان1393 | 2:13 | نويسنده : مشاور |
با سلام و خسته نباشید

الهه هستم و 25 سال دارم حدودا 3سال و نیمه با پسری که 29 سالشه دوستم.اوایل دوستی خیلی صمیمی نبودیم و حس دوست داشتنمون به مرور اتفاق افتاد...دوستیه قشنگی داریم و قراره ازدواج هم نداریم ولی یه چندتا مشکل وجود داره. اولیش اینه که من هنوز بعد 3 سال دوستای ایشونو نمی شناسم و هیچ وقت منو تو جمع دوستاش نمیبره دلیلش هم اینه که ( اگه من تورو به دوستام معرفی کنم میفهمن که من اهل دوست دخترم و ممکنه بهم پیشنهاد بدن با یه دختره دیگه دوست شم و این چیزا ممکنه تورو اذیت کنه) و در آخر میگه اگه بخوای این کارو میکنم ولی خریته «سری که درد نمیکنه رو با دستمال نمیبندن» و از این حرفا...
حالا به نظر شما حرفاش منطقیه؟اصلن بیخیال این قضیه شم یا نه؟ من دوس دارم بدونم دوستاش کین چون چند تا دوست دختر هم داره که چند وقت پیش دقیقا به این دلیل که نمی دونستن با من دوسته واسش یک دختری رو در نظر گرفته بودن اونم واسه ازدواج که بعد من این موضوع رو از دوستای فیس بوکم فهمیدم...
دوم اینکه همیشه هر مشکلی بین ما پیش میاد اگه حتی اون مقصر باشه من آخرش باید عذر خواهی کنم .همیشه طوری حرف میزنه که انگار من مقصرم...


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، روابط دوستی و عشقی ، دختران ، پسران

تاريخ : دوشنبه 19 آبان1393 | 1:48 | نويسنده : مشاور |
سوال: با سلام
تو ایجاد روابط دوستانه هم یکم ضعیفم و هم خجالتی و تنهایی به شکلی بهم فشار میاره که گاها فکر خودکشی به سرم میزنه
و از طرفی به ایجاد رابطه ناپایدار علاقه ای ندارم
بالاخره سوژمو پیدا کردم و چند بارم باهاش سر صحبتو باز کردم و اونم ازم خواسته که با یکی از همکلاسیام آشناش کنم
میخواستم بدونم که چطور میتونم باهاش رفیق بشم؟میتونم از درخواستش به عنوان یه ابزار برا ایجاد رابطه دوستانه استفاده کنم؟
خواهش میکنم راهنماییم کنید

زیاد اهل دوستی با جنس مخالف نیستم و این دوستی برام بسیار مهمه

پاسخ مشاوره


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، روابط دوستی و عشقی ، دختران ، پسران
برچسب‌ها: مشاوره , دوستی , دختر , همکلاسی , عشق

تاريخ : سه شنبه 6 آبان1393 | 20:43 | نويسنده : مشاور |
سوال: سلام

برادر من 19 سال داره و دانشجو هست ترم 2 دانشگاه با یک خانم آشنا میشه تو اتوبوسی که داشته میرفته شهرستان اون خانم 8 سال از داداش من بزرگتره با هم بیرون میرفتن و رابطه دوستانه دارن الان اون خانم به دادش من گفته باید بیای خواستگاری از لحاظ خانوادگی اصلا با هم جور نیستیم و مطمئن هم هستیم که هیچ کدوم از خانواده ها قبول نمیکنن.
ولی این دوتا از خر شیطون پایین نمیان
نمیدونم چیکار کنم

ممنون میشم از راهنمایی تون

پاسخ مشاوره


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، ازدواج ، روابط دوستی و عشقی ، پسران
برچسب‌ها: مشاوره , دوستی , ازدواج , دختر , بزرگتر

تاريخ : دوشنبه 28 مهر1393 | 12:59 | نويسنده : مشاور |

سوال: آیا قطع رابطه منو دختر داییم ک 2 ساله باهم ارتباط داریم فقط برای 9 ماه تا میرم خواستگاریش فایده ای داره؟

مشاهده پاسخ مشاوره


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، ازدواج ، روابط دوستی و عشقی ، پسران
برچسب‌ها: مشاوره , دوستی , دختر , پسر , ازدواج

تاريخ : جمعه 31 مرداد1393 | 12:9 | نويسنده : مشاور |
سوال: با سلام

مدت يك سال و نيم هست دختري را در دانشگاه ميشناسم، اوايل رابطه خيلي خوبي در حد همكلاسي داشتيم، رفته رفته اين روابط به خاطر حرف بقيه كم شد،
در آن زمان من هيچ موقعيت ازدواج نداشتم اما اخيرا كه اين قصد ازدواج رو پيدا كردم و مطرح كردم با اين جواب روبرو شدم كه من به كسي كه از اول مثل برادر نگاه كردم نميتونم به صورت ديگه نگاه كنم.
مي خواستم بپرسم اين حس واقعا جلوي اين رو ميگيره كه نتونه به ازدواج فكر كنه؟
ايا راه حاي وجود داره؟ مثلاً فاصله گرفتن طولاني ؟

با تشكر

پاسخ مشاوره


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، ازدواج ، روابط دوستی و عشقی ، دختران ، پسران
برچسب‌ها: مشاوره , دوستی , دختر , پسر , دانشجو

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 26 مرداد1393 | 13:30 | نويسنده : مشاور |
سوال: در خانواده ای دختر15ساله با پسری در اینترنت آشنا و سپس دوست شده است. باتوجه به اینکه خانواده مخالف دوستی دختر و پسر است، پدر و مادر الان که قضیه را فهمیده اند چه عکس العملی باید نشان دهند؟

پاسخ مشاوره


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، روابط دوستی و عشقی ، دختران ، پسران
برچسب‌ها: مشاوره , دوستی , دختر , پسر , اینترنتی

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 26 مرداد1393 | 13:19 | نويسنده : مشاور |

سوال: با سلام من دو سال نیم پیش با یکی از اشناهامون به اسم حسین ﺩوست شدیم بعد از یکسال بهم خیانت کرﺩ.و با یک ﺩختر ﺩیگه ﺩوست شﺩ منم به جبران این خیانت با پسری که ﺩوسم ﺩاشت ﺩوست شﺩم.ین پسر بعد از دو سه ماه اومد خواستگاری ولی من چون.ﺩوسش نداشتم بهش جواب  رﺩ ﺩاﺩم اونم چون میﺩونست من حسین رو ﺩوست ﺩارم به طور ماهرانه ای شماره ی حسین رو گیر اورﺩ و بهش گفت که بامن رابطه جنسی ﺩاشته الان یکسال از این موضوع میگذره من واسش ﺩست گذاشتم رو قران که بهت ﺩروغ گفته کاملا باور نکرﺩه میگه نوﺩ.ﺩرصد ممطمینم رابطه جنسی برقرار  نکرﺩی ولی کاملا نه.من با خوﺩ حسین رابطه ﺩاشتم اون همش میگه ﺩوسم ﺩاره و میاﺩ خاستگاری ولی چرا نمیاﺩ احساس میکنم از ازﺩواج.میترسه ﺩرضمن من نوزﺩه سالمه و اون سی و ﺩو سالشه

پاسخ مشاوره


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، روابط دوستی و عشقی ، دختران ، پسران
برچسب‌ها: مشاوره , دوستی , دختر , پسر , جنسی

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 25 مرداد1393 | 0:56 | نويسنده : مشاور |
سوال: با عرض سلام و خسته نباشید.من پسری 21 ساله و مجرد هستم و تصمیم به ازدواج گرفتم. بنده با توجه به معیارهای دینی و عقلانی خانومی را برا همسری انتخاب کردم که خانواده من با این که اون خانوم رو میشناسن مخالف هستن. خونواده من کسه دیگه ای رو برای من در نظر گرفتن که من روی تصمیمی که گرفتم پافشاری میکنم.لطفا راهنمایی کنید که چه طوری باید خونوادمو راضی کنم؟

(اون خانومی که من برای همسری انتخاب کردم فقط یکم قدشون کوتاهه که خونواده من این رو یک ضعف میدونن و علت اصلی مخالفت شون برای این موضوعه)

پاسخ مشاوره در ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، ازدواج ، روابط دوستی و عشقی ، دختران ، پسران
برچسب‌ها: مشاوره , ازدواج , خواستگار , قد , مخالفت

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 17 مرداد1393 | 13:59 | نويسنده : مشاور |

سوال: سلام دکتر خسته نباشید ،اردی بهشت ماه بود که تو همین وبسایت گفتم بهتون تو دانشگاه از یه دختری خوشم اومده شما هم فرمودین با همین شیب ملایمی که داری میری ادامه بده ... تقریبا هم همین طور شد ما دیگه بحثامون همش درسی نبود تا رسیدیم به امتحانای ترم تو خرداد چند تا درس رو با هم خوندیم حتی یک دفعه پیشنهاد داد که من تو خونه مطرح کردم هماهنگ کردم فردا به جای دانشگاه بیاین خونمون درس بخونیم و آدرس هم داد و...که من گفتم همون دانشگاه بهتره ... چند هفته ای گذشت از طریق وایبر راجع به امتحانا و ... در ارتباط بودیم تا هفته پیش که من از طریق همون وایبر بهش گفتم ازش خوشم اومده ... اونم به من گفت که تو خیلی پسر خوبی هستی از لحاظ شخصیت و رفتار و ... ولی با این حال ما به شناخت بیشتری نیاز داریم ،ولی من اهل بیرون رفتن با کسی نیستم و فعلا از همین دانشگاه بریم جلو بهتره و... بعد دو روز به من زد که حرفای اونروزم باعث نشه وابسته بشی و ... ما به شناخت لازم داریم و... منم گفتم اصلا چنین برداشتی نکردم باشه حتما ...بعد یه دو ساعت گفت به نظرم به شناخت هم لازم نیست ما همون همکلاسی خوب باشیم خیلی بهتره ، منم از اون روز دیگه پیگیری نکردم فقط خودش یه  چند تا سوال راجع به موبایل پرسید و... دیگه هم اون بحثایی که هر روز تو وایبر داشتیم و نداریم ...الان نمی دونم باید چی کار کنم واقعا ؟؟!! اصلا نمیدونم چرا یه دفه حرفاش عوض شد

پاسخ مشاوره


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، روابط دوستی و عشقی ، دختران ، پسران
برچسب‌ها: مشاوره , دوستی , دختر , پسر , دانشجو

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 1 مرداد1393 | 22:10 | نويسنده : مشاور |
سوال: سلام شهريور ماه سال 92 يه خانم خوشكل و جذاب تو محلمون آرايشگاه ميزنه از همون وقت اين خانم شروع ميكنه به من توجه كردن  منم اولا فكر ميكردم متاهله كاري بهشون نداشتم  منم پسر خوش قيافه ام تا حدود برج 10سال قبل من درگير ايشون و متوجه شدم ايشون از همسرشون جدا شدن و 27 سالشونه  من درگير كنكورم بودم و نتونستم برم پيشنهادم رو بدم و ايشون همچنان به من توجه ميكردن من خيالم راحت بود كه منتظرمه تا اينكه تير ماه 93 من كنكورم رو دادم و خورديم به ماه رمضون كه الان توشيم ميخواستم بعد ماه رمضون برم پيشنهاد دوستي بدم  ولي اخيرا 2 بار ايشون رو ديدم ديگه تحويل نمگيره و بهم توجه نميكنه  و شمارش رو گير آوردم و متوجه شدم كه تا دير وقت تو  واتس آپ مشغول چت كردنه كه منم فكر ميكنم رفته با كسي رفتار جوري بود كه احساس ميكردم خيلي بم علاقه داره علاقه شديدي  بهش پيدا كردم  از دستش دادم خواهش ميكنم بگيد چطور برش گردونم من چيزي كم ندارم كه بخواد بره با كسي ديگه 29 سالمه لطفا  جواب كامل  ساكن شهرستان كوچيك و دسترسي به مشاور ندارم ؟ از اول ترس داشتم برم جلو پيشنهاد بدم و جواب منفي بشنوم
پاسخ مشاوره

موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، روابط دوستی و عشقی ، پسران
برچسب‌ها: مشاوره , دوستی , واتس اپ , علاقه , ازدواج

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 25 تیر1393 | 2:0 | نويسنده : مشاور |

سوال خصوصی امیرمهدی

رمز: ۴ رقم آخر شماره همراه

پاسخ


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، روابط دوستی و عشقی ، پسران
برچسب‌ها: مشاوره , بوسه , دوستی , محبت

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 13 تیر1393 | 15:51 | نويسنده : مشاور |
سوال: ببخشید که کمی طولانی است من شش سال داشتم که خودم جق یا جلق را کشف کردم و کسی این کار را به من یاد نداده است این کار تا پایان 12 سالگی ادامه داشت و من نمی دانستم که گناه است وقتی یک ماه تا سیزده سالگی مانده بود این کار را به مدت سه ماه ترک کردم امان از این سن بلوغ که باعث دوباره این کار شد اما از ان به بعد از من منی خارج می شد و قبلش هیچ اتفاقی نمی افتاد وهیچ علائمی نداشت ولی الان پایین چشمم کمی سیاه است سوالات من این است : من الان دوهفته است که در ترک هستم ایا با ترک دائمی سیاهی زیر چشمم خوب می شود ایا گناه قبل 13 سالگی ام بخشده می شود و ایا ضرری داشته است پنج ماه به 14 سالگی من مانده است و می خواهم بدانم ایا مشکلی در اینده برای من پیش می اید

پاسخ: سلام دوست من. علائمی مثل سیاهی چشم کمتر میشه بعد از چند سال. ولی حافظه شما و مشکلات دیگری هم برای شما پیش اومده که درجه اهمیت بالایی دارند. اگه ترک کنید بعد از مدتی یعنی چند سال رفته رفته بهتر میشه ولی هرگز مثل روز اول نمیشه. گناهان این کار هم من البته کارشناس دینی نیستم ولی میدونم که چون از روی نادانی بوده بخشیده میشه، قانونی نداریم ولی همین ترک و توبه شما میتونه خدا می بخشدشون. میتونی از لینک زیر برای درمان اعتیاد به خودارضایی ثبت نام کنی. من در زمان تعیین شده به شما مشاوره درمان خواهم داد

ثبت نام جهت درمان خودارضایی


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، جنسی ، پسران
برچسب‌ها: مشاوره , جنسی , خودارضایی , درمان , اعتیاد

تاريخ : چهارشنبه 4 تیر1393 | 13:53 | نويسنده : مشاور |
سوال: سلام، من یه مشکلی دارم که نمیدونم مشکله یا نه ولی خیلی داره اذیتم میکنه.با گفتن این حرفا باید منکر تمام اون حرفایی بشم که توی تاپیک های قبلیم گفتم ولی چون دیگه خیلی دارم اذیت میم میگمشون.نمیخواستم بگم ولی واقعا دیگه نمیتونم.نمیدونم چطوری بگم ولی چیزی که هست اینه که - ببخشید ببخشید ببخشید که اینو میگم - ولی من وجود یه دخترو توی زندگیم کم میبینم.نمیدوم چطوری بگم ولی من دوست دارم با یه دختری دوست باشم، نمیگم دوست چون واقعا از کلمه دوست دختر متنفرم.باور کنید این ترم به خاطر همین تمام نمره هام کم شدن منی که نمازام اصلا ترک نمیشد ولی الان چند روزه که اصلا نماز نخوندم.همییییشه فکرم درگیر این مسئلس.خوب منم میخوام یکی باشه که وقتی دلم میگیره باهاش درد و دل کنم ولی هیچ کسی نیست.میدونم کار اشتباهیه دوست شدن با دخترا منم اهل این چیزا نیستم.من تا حالا مستقیم به دخترا نگاه نکردم یعنی هیچ وقت دوست نداشتم این کارو، خوب منی که اینجوری نیستم چرا باید برم توی این فکرااایه راه کار بهم بگید.ببخشید که خیلی مسایل رو قاطی پاتی گفتم.ممنون

پاسخ مشاوره


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، روابط دوستی و عشقی ، دختران ، پسران
برچسب‌ها: مشاوره , دوستی , نماز , مذهب , دختر

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 30 خرداد1393 | 2:5 | نويسنده : مشاور |

سوال خصوصی آقای جبارپور

رمز: ۴ رقم آخر شماره همراه


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، ازدواج ، روابط دوستی و عشقی ، دختران ، پسران
برچسب‌ها: مشاوره , دوستی , علاقه , عشق , فامیل

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه 18 اردیبهشت1393 | 16:3 | نويسنده : مشاور |
سوال: تا الان با کسی دوست نبودم نه اینکه نتونم، کسی که نظرم رو جلب کنه رو ندیده بودم تا الان ولی از بعد از عید رفتم سر یکی از کلاس هام تو دانشگاه دختری رو دیدم که نظرم رو جلب کرد. ازش جزوه خواستم او هم داد، تو دانشگاه می دیدمش سلام می کرد و من هم جوابش رو می دادم تا ایکنه بعد از دو سه هفته ازش شماره خواستم اون هم شماره داد. وقتی خواستم بهش زنگ بزنم گفت نامزد دارم و اگه کار درسی دارید جواب بدم. ولی الان تو دانشگاه حواسش هست بهم اگه من رو ببینه و زیر نظر می گیره منو. تو نوشته هایی که ازش دیدم تو شبکه های اجتماعی کم و بیش نوشته که به این راحتی ها با کسی دوست نمیشه و از این حرف ها،  حالا می خوام ببینم چیکار کنم، میشه یا نمیشه و اینکه چیکار کنم که بشه ؟؟

پاسخ مشاوره


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، روابط دوستی و عشقی ، پسران
برچسب‌ها: جزوه , دوستی , پسر , علاقه , مشاوره

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه 18 اردیبهشت1393 | 15:25 | نويسنده : مشاور |
سوال: سلام من ترم 6 دانشگاه هستم یکی از همکلاسیام رو دوست ذارم ولی کلا زیاد با بچه ها نمیگردم البته گوشه گیر نیستم از رابطه های دوستی دختر پسری هم خوشم نمیاد بنابراین این ذختر رو برای ازدواج میخواستم هیچ وقت نتونستم بهش بگم که چقدر دوسش دارم نمیدونم شاید بخاطر اینکه آیندم مبهمه شاید از ازدواج ترسیدم اینقدر نگفتم تا فهمیدم که با یکی دیگه دوس شده اولش گفتم به جهنم ولی وقتی گذشت حالا فهمیدم که چقدر دوسش دارم هر کاری کردم فراموشش کنم اما نمیشه حتی میخوام بر خلاف میلم برم با یکی دوس بشم ولی وقتی می بینم اون نیس نمیتونم دقیقا ادمی هستم که نه راه پس داره نه راه پیش چکار کنم؟؟؟؟؟؟؟

البته اینم بگم که توجهی به من داره ولی نمیدونم چرا با یکی دیگه است

پاسخ مشاور


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، روابط دوستی و عشقی ، پسران
برچسب‌ها: مشاوره , دوستی , علاقه , عشق , ابراز

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه 18 اردیبهشت1393 | 13:55 | نويسنده : مشاور |
سوال: با سلام ،دختری هستم 22 ساله،مدت هفت ماهه با پسری آشنا شدم ،این آشنایی اینترنتی بوده،در شروع اشنایی هردو به توافق رسیدیم که مانند مراسم خواستگاری معیارهای هم رو بدونیم و از هم سوالامون رو بپرسیم ،بعد ازین مرحله و شناخت همدیگه و به توافق رسیدن ، وازونجایی که از دو شهر مختلفیم  فقط سه بار همو دیدیم ، اما در همین دیدارها هم به شدت بهم وابسته شدیم ،اما در آخرین دیدار پدر دوست پسرم مارو باهم دید !و همین را بهانه ای برای مخالفت قرار داده،خانواده خودم هم مخالفت میکنن،ما تصمیم گرفتیم صبر کنیم،اما من الان میترسم ،به شدت بهش وابسته ام ،بارها پیش اومده 1 روز ازش بی خبر باشم و با خودم میگفتم منو ول کرده اما چنین کاری نکرده ،با اینکه به عشقش شک ندارم ،همش میترسم که بره و منو تنها بزاره ،اولا میخام بدونم برای غلبه با این ترس چیکار کنم؟

و سوال بعدی هم اینکه بهترین کار در برابر مخالفت خانواده ها چیست؟ ما باید چه روشی رو انجام بدیم،در صورتی که ما مدت دو ماهه به خانوادهها گفتیم باهم ارتباط نداریم ،دوست پسرم برای خانواده اش بسیار احترام قائل است و خانواده اش بسیار برای او مهم است ،و حالا که مخالفند نمیدونه چیکار کنه،لطفا راهنمایی کنید.

پاسخ مشاور


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، روابط دوستی و عشقی ، دختران ، پسران
برچسب‌ها: مشاوره , دوستی , اینترنتی , مجازی , ازدواج

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه 18 اردیبهشت1393 | 13:48 | نويسنده : مشاور |
سوال: با سلام.22ساله هستم.

من از ترم یک که وارد دانشگاه شدم متوجه رفتارهای یکی از همکلاسی هام میشدم...ولی اوایل توجه نمی کردم...ولی کم کم رابطه بین ما خوب شد به طوری که اگر من با خانم ها کار داشتم فقط از طریق ایشون بود و بالعکس...به طوری که دیگه کم کم تمام کلاس از علاقه ای که بین ما وجود داشت باخبر شدن و چند بار شنیدم دوستاش باهاش در مورد من شوخی میکنن...ولی از ترم 3 به بعد احساس کردم داریم خیلی زیاده روی میکنیم و خواستم رابطمون (درسی)کم بشه...ولی ایشون دوباره به طرفم میومد،مثلا من جلوش با خانم های دیگه حرف میزدمو...کارهای دیگه تا ایشون از من متنفر بشه،یه خورده که رابطمون سرد شد ولی حالا که ترم 5هستم بعد از عید دوباره خیلی طرفم میاد و مثل ترم اول شده...منم خیلی بهش علاقه دارم...ولی از اونجا که فعلا موقعیت ازدواج ندارم و علاقمند به ادامه تحصیلم میخام یه جوری تمومش کنم...دلایل دیگه هم هستن مثلا ما هم از لحاظ فرهنگی و هم اقتصادی و تحصیلات والدین اختلاف داریم؛البته سطح خونواده ایشون از من بالاتره،به نظر شما چیکار کنم؟برم اینا رو بهش بگم؟؟؟؟؟؟؟یا اهمیت ندم؟؟؟؟؟از طرفی میترسم نتونیم همدیگرو فراموش کنیم و از طرفی میخام بلاتکلیف نباشیم و این احساس تموم بشه...چند نکته رو هم بگم...هر دو تا حدودی مذهبی هستیم و ایشون کاملا محجبه هستن و دختر خوبین،هر دو از دانشجویان استعداد درخشان دانشگاه هستیم،تا حالا با دختر رابطه نداشتم...تمام حرفهایی که بین ما رد و بدل میشه درسیه...تو رو خدا راهنماییم کنید...چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟نگاهاش سر کلاس آزارم میده...بعضی از همکلاسی ها فکر میکنن قرار ازدواج با هم گذاشتیم.

پاسخ مشاوره


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، دختران ، پسران
برچسب‌ها: مشاوره , دوستی , علاقه , عشق , جدایی

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 16 اردیبهشت1393 | 1:37 | نويسنده : مشاور |
سوال: سلام ، من 26 سالمه و به دلایلی که الان جای توضیح دادنش نیست قصد ندارم ازدواج کنم. خواستگارام همه بدون اینکه بیان خونه رد شدن. چند وقت پیش یه خانم زنگ زد خونمون که مارو کسی بهش معرفی کرده بود . خیلی اصرار کرد که فقط یه جلسه بیان . بالاخره قرار شد بیان جهت آشنایی . ما نه پسره رو دیده بودیم نه خونوادشو . وقتی اومدن من خیلی جا خوردم چون اون پسر با یه تیپ خودمونی لباس پوشیده بود ولی ما همه رسمی پوشیده بودیم. یه شلوار کتون با یه تیشرت که روش سویشرت کلاه دار داشت . انگار قرار بود بریم سیزده بدر . من خیلی ناراحت شدم حتی نمیخواستم تو مجلس بشینم ولی خلاصه رفتن . بابام میگه من گیر الکی میدم ولی من فکر میکنم اون باید لباس مناسب تری میپوشید . من واقعا گیر الکی میدم ؟


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، ازدواج ، دختران ، پسران
برچسب‌ها: مشاوره , ازدواج , خواستگاری , تحقیق

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 14 اردیبهشت1393 | 0:4 | نويسنده : مشاور |
سؤال: سلام.من یک پسر 26ساله ومجرد هستم.نزدیک به دوسال است که در محل کارم استخدام شدم.به دختری علاقمند شدم که یک سال از من بزرگتر است.در گیری ذهنی من در مورد این مساله حل شده بود تا این که یک روز یکی از همکاران خانم که تقریبا 10سال بزرگتر ازمنه یک جوری به من رسوند که اینجا یکی دوست داره.ذهنم مشغول شد.هرچی اصرار کردم نگفت کیه.به شک افتادم که شاید همون فرد مورد علاقم باشه چون قبلا شنیدم که ازمن پیش بقیه تعریف کرده.البته پشت سرم.مثلا گفته باهوشه.با استعداده.من شرایط ازدواج دارم.اما میخوام مطمئن شم که طرف هم منو می خواد تا بعد برم خواستگاریش چون در غیر این صورت اگه جواب رد بشنوم هردو توی محیط کار معذب میشیم.میشه کمکم کنید تا بفهمم چطور میشه فهمید دختر مورد علاقم بهم علاقه داره یانه؟ممنون

پاسخ مشاور


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، ازدواج ، روابط دوستی و عشقی ، دختران ، پسران
برچسب‌ها: مشاوره , ازدواج , دوستی , خواستگاری , همکار

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 1 اردیبهشت1393 | 23:54 | نويسنده : مشاور |
تاريخ : دوشنبه 1 اردیبهشت1393 | 23:35 | نويسنده : مشاور |
سؤال: سلام من پسری هستم 18 ساله که یک ساله که از دختر همسایمون واقعا خوشم اومده ولی میترسم از علاقم بهش چیزی بگم چون همسایمونه شاید برا من بد بشه،سر همین علاقه بعضی وقتا نمیتونم درس بخونم یا حتی بعضی وقتا خوابشو میبینم بعد کل روز اعصابم داغونه که چرا باهاش دوست نیستم.به نظر شما من چیکار کنم که باهاش در ارتباط و دوست بشم در ضمن من قبلا با کسی دوست نبودم چون خوشم نمیومد چند روز با یکی دوست باشم باز یکی دیگه ولی این فرق میکنه با اینکه زوده ولی من فکر ازدواج باهاش ام کردم خوشحال میشم راهنمایی کامل کنین.مرسی

پاسخ مشاوره


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، روابط دوستی و عشقی ، پسران
برچسب‌ها: مشاوره , دوست , دختر , همسایه , علاقه

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 1 اردیبهشت1393 | 16:14 | نويسنده : مشاور |
سوال: سلام خسته نباشید من 28 سالمه 2 ماهی میشه بادختری نامزد شدیم اما خیلی افسرده شدم. من آدمی بودم اصلا به هیچ دختری علاقمند نمیشدم ودوست نداشتم دوست بشم چون خوشم نمیومد کلا یکم مذهبی بودم تا چند ماه پیش خانوادم تصمیم گرفت با یه دختر که آشنا بود نه فامیل ازدواج کنم چون یه پسری هم اون دخترو دوست داشت وحتی مادرش چند بار به خونه اشون رفته بود ومادرشم جوابشون کرده بود خانواده من رفت خواستگاری و اون پسر چون دید منم میخوام اون دخترو بهم زنگ زد گفت اون دختر تورو نمیخواد گفت نزدیک  به 3 ساله که من باهاش دوستم اون بخاطر تو منو ترک کرده(این حرفو بنظرم دروغ میگفت چون من اصلا رابطه ایی حتی یه اسمسی هم باهاش نداشتم) پسره گفت بلکه به اصرار پدر مادرش بهت میدن.منم چون اینجوری دیدم به پدر مادر خودم گفتم اوناهم گفتن بهتره بری بادختره حرف بزنی وجوابشو خودت بگیری منم بی درنگ رفتم به خونه اشون وموضوع پسره و اینکه نمیخوام پدر مادر اجبارت کنن کاملا راحت بگو ولی دختره گفت من اصلا هیچ علاقه ایی به اون پسره ندارم و تورو خودم گفتم بیاد.تقریبا شب بود قرار بود فرداش منم با دختره بریم آزمایش خون بازاون پسره زنگ زد گفت من هردوتای شما رو میکشم وفش داد منم میخواستم باهاش حرف بزنم واگه امکان داشت دختره رو ولش کنم اما دیدم داره حرفهای گنده مونده میزنه گفتم برو هرچی میخوای بکن.الان بعد از چند ماه یکم از دختره خوشم نمیاد چون ازدواجمون سنتی بود یکم کم آشنا شدیم البته خانواده شون مذهبی و خوبن دختره هم مذهبی و خوبه ولی الان یکم دو دل شدم آیا بعد از عروسی به مشکل نمیخوریم حتی بعضی اوقات بفکر جدایی در دوران عقد می افتم وحتی شبا تو خواب اون پسرو میبینم که میگه چند ماهه دیگه ازهم جدا میشین خیلی ناراحتم بنظرتون من الان چیکار کنم دارم دیونه میشم الان فکر میکنم کاش میشد دخترو بخاطر اون پسر ول میکردم. ممنونم

پاسخ مشاوره


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، روابط دوستی و عشقی ، دختران ، پسران
برچسب‌ها: مشاوره , دوستی , دختر , پسر , عشق

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 6 فروردین1393 | 1:43 | نويسنده : مشاور |
سوال: سلام من یه پسر 25ساله هستم من دوماه پیش با یه دختر تو سایت همسریابی دو همدم اشنا شدم و چون قصد جفتمون ازدواج بود نهایتا به هم رسیدیم.دوهفته اول خوب بودیم بعد مشکلات شروع شد. گفت تو خیلی ادم سرد و بی روحی هستی چون چند بار بهش به شوخی گفتم لوش(پوست خربزه) و یکبار که لباس تازه گرفته بود و موهاش رو رنگ کرده بود به شوخی مسخره کردم. این موارد باعث شد قهر کنه و پای خانواده ها به میون رسید وبحث طلاق رو دوبار با وجود اینکه قول دادم که تکرار نشه پیش کشید و مشکلات شروع شد وقتی که قراربود به قولش عمل کنه(قرار بود سر کار که فروشندگی بود نره).دوبار تو این دوماه باهم بیشتر نخوابیدیم واین دوبار ارضا شد بدون توجه به ارضا شدن من.بعدش دیگه نذاشت بهش دست بزنم و میگفت حالت تهوع بهش دست میده و ازاین حرفاو کم کم این حرکتش به رابطه بیرون تخته خواب هم کشیده شدطوری که نمی خوست کنارم بشینه(اینم بگم که رابطه همخوابی ما فقط به بوس و بغل و مالیدن فقط ختم میشد وزیاده روی نکردم). این کارش منو اذیت میکرد و باعث میشد بهش از نظر مالی نرسم و چون باعث و بانی بی توجهی های اونرو کارش و دوستاش میدونستم خیلی جدی گفتم یا کار یا من که اون کارش رو انتخاب کرد وحلقش رو انداخت و از خونمون رفت و چند روز بعد طلاق خواست که با پادر میونی عموش(چون بابا وداداش نداره)قرارشد سر کار نره اونم قبول کرد که نره و من حقوقش رو هرچی که میگرفته بهش بدم همه چی خوب بود یه دفعه وقتی تسویه کرد شب عید سال 93 با بدرفتاریش روبه رو شدم و شبش 20 تا قرص لورازپام به قصد خود کشی خورده بود که عید مونو خراب کردکه هیچ الان باعث شده ازش واقعا سرد بشم و فکر نمیکنم گزینه مناسبی برای زندگی باشه. حالا از شما میخوام منو از سردرگمی نجات بدین که من چه کنم با این موجود که نه احساسی به من داره(برخلاف روزای اولش که دائم قربون صدقم میرفت)و میگه بهم تا اخر عمر نباید دست بزنی واگه بچه یه روز خواستی طلافم بده و زن دیکه ای برای خودت بگیر تا صاحب فرزند بشی وحالا هم که خودکشی. به نظر شما بچه ای که زیر دست این موجود بزرگ بشه چی میشه اصلا اون اصله کاری هیچ ایا این زن میشه برای من؟تورو خدا کمکم کنید .ممنون میشم. در اخر هم یه نصیحت میکنم به تمام کسایی که میخوان ازدواج کنن و اون اینکه اینترنت محل مناسبی برای ازدواج نیست و مثل من یه روز پشیمون میشین طوری که سنگ نمیبینی به سرت بزنی تمام ازدواجهای اینترنتی عمر مفیدشون 3 سال بده و امیدوارم من نباشم جزو این دسته و در اخر ازهمه میخوام برام دعا کنن.متشکرم

پاسخ مشاوره


موضوعات مرتبط: زناشویی ، سوالات مشاوره ای ، ازدواج ، روابط دوستی و عشقی ، دختران ، پسران
برچسب‌ها: مشاوره , خانواده , روانشناس , ازدواج , اینترنتی

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 5 فروردین1393 | 5:4 | نويسنده : مشاور |
سوال: با سلام
بنده امير ٢٤ سأله هستم پسري سر به زير ولي  خوش سروزبان بودم و يه جورايي چون خيلي درس خون بودم بهترين رشته رو تو فأميل قبول شده بودم  وبا دخترا ميانه خوبي نداشتم  تا اينكه شش سال  پيش با يكي از دختر هاي فأميل نا خود اگاه وارد رابطه اي شدم كه هنوز دارم تاوان اشتباهمو ميدم،شش سال پيش سر كلاس دانشگاه بودم كه دختر عمه ام بهم زنگ زد وبا من شروع به صحبت كردن كرد أوايل خيلي حوش حال بودم كه با دختر عمه ام رابطه دارم چون اونا از هر نظر از ما سطح شون بالا بود،بعد از گذشت شش ماه من نسبت به اين رابطه احساس خوبي نداشتم و چون من أصلا عاشقش نشده بودم و رابطه رو قطع كردم٠نميدونم چي شد كه دوباره  اين رابطه رو باهاش شروع كردم مدتها ميگذشت ك ما يك هفته بأهم خوبه بوديم و يك هفته با هم مشكل داشتيم اين روند آدامه دار بود تا اين كه من گفتم ديگه نمي خوام  اين رابطه رو آدامه بدم كه اون زد زير گريه،،
بعد از گدشت يك سال انگار دلم براش تنگ شد زنگ زدم بهش گفتم بيا دوباره ادامه بديم كه خواهرش نذاشت و خودش پنهاني بهم اس داد كه باشه من باهات هستم،كاش زنگ نميزدم  اين شد كه دوباره رابطمون شروع شد تا به جايي رسيد كه خانواده هامون متوجه قضيه ما شدن
من با بعضي رفتاراش مشكل دارم و از همه مهم تر أين كه واقعا عاشقش نشدم و أين كه به إجبار دارم أين رابطه رو ادامه ميدم و بدتر از همه اين كه ازم ميخاد بهش بگم دوسش دارم  و من الكي و بدون احساس بهش ميگم كه دوسش دارم تو اين مدت ك مجددا رابطه رو شروع كرديم ازم خوات ك دست شو بگبرم و من نميگرفتم و به من ميگفت چقدر بي إحساسي بعد از ي مدتي يه شب تنها أومد  به منزل ما أومد تو أتأقم يكم بأهم صحبت كرديم بعد من دست شو گرفتم
اين دست گ فتن همان  بوسيدن همان و كار نزديك بود به رابطه جنسي برسه كه انگار خدا كمكم كرد و بعد از اون شب من ديگه راحت بهش دست ميدادم،
حالا من يه عذاب وجدان نسبت به كاراي اون شب دارم اون خيلي به من وابسته شده به من ميگه تو مرد ارزوهامي در صورتي كه من أصلا دوسش نداوم و اين كه من يه فرد ديگرو دوست دارم و به خاطر دختر عمه ام سراع اون كسي كه از ته دل دوسش دارم نرفتم انگار مديون  هستم به دختر عمه ام
حالا ديگه واقعا ديگه موندم ك چكار كنم
من ناخاسته اين رابطه رو شروع كردم و الان دارم اين رابطه رو به إجبار آدامه ميدم اون عاشقم شد ولي من نتونستم شش سال پبش بهش جواب رد بدم والآن واقعا تموم وجودم داغونه و روحيه هيچكاريو ندارم و در نهايت ميترسم به عشقم نرسم

شايد داستان رو پراكنده توضيح دادم بخشيد

پاسخ مشاوره


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، روابط دوستی و عشقی ، پسران
برچسب‌ها: مشاوره , دوستی , دختر , پسر , عشق

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 5 فروردین1393 | 4:50 | نويسنده : مشاور |
سوال خصوصی امیرسام
رمز 4 رقم آخر شماره همراه

پاسخ مشاوره


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، روابط دوستی و عشقی ، پسران
برچسب‌ها: مشاوره , دوست , پسر , دختر , عشق

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 13 شهریور1392 | 8:51 | نويسنده : مشاور |
سوال: با سلام

یک سال پیش تو یکی از سایتهای چت روم با ی دختری اشنا شدم ، چت میکردیم میگفتیم میخندیدیم بعد ی ماه متوجه شدم که اون شوهر داره خودش به من گفت  از زندگیش گفت که به اجبار خانوادش وارد این زندگی شده هیچ علاقه ایم به شوهرش نداره تو زندگیش خیلی سختی کشیده ی بچه هم داره ... بدش گفت که اگه برات سخته با من بحرفی مشکلی نیس ولی من میخواستم بش کمک کنم گفتم ببینم مشکلش چیه بعد ی مدت که گذشت هر کاری گفتمو کرد ولی بازم هیچ اثری نداشت زندگیشت داغون بود از همون اول دیگه نمیشد کاریش کرد کنارش موندم چند ماه گذشت که به من گفت ی قرار بزاریم همدیگرو ببینیم اولش قبول نمیکردم ولی گفتم شاید بتونم کمکش کنم همدیگرو دیدیم و ای کاش ... از اخلاقش خوشم اومده بود خوشو که دیدم دیگه بدتر عاشقش شدم اونم همینطور عاشق هم شدیم الان زندگیش به قول خودش به ی تاره مو وصل نه به خاطر من چون مشکل داره با زندگی ای که داره الان وضعیتم داغون نمیتونم اینجوری ببینمش دارم عذاب میکشم اونم داره عذاب میکشه ی راهی چاره ای ... بگید من چیکار کنم نمیتونمم تنهاش بزارم چون میدونم ممکنه ی بلایی سر خودش بیاره نمیدونم چیکار کنم نمیدونم

پاسخ مشاوره


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، روابط دوستی و عشقی ، پسران
برچسب‌ها: مشاوره , ازدواج , دوستی , پمتاهل

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه 24 مرداد1392 | 22:42 | نويسنده : مشاور |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.

پشتیبانی