X
تبلیغات
مرکز پاسخگویی به سوالات روان شناسی - پسران شمارنده

سایت روان پاسخگو

آدرس جدید سایت

www.ravanpasokhgoo.ir

سلام خدمت همه دوستان گرامی. در این وبلاگ می توانید سوالات روان شناسی با موضوعات مختلف خانواده درمانی، زوج درمانی، مشکلات جوانان، مشاوره ازدواج، مشاوره تحصیلی، ارتباط جنسی و ... را بپرسید و در اسرع وقت پاسخ های شما ارسال می گردد.

در ارسال سوالات حتما نکات زیر رعایت شود.

1- سوالات خود را حتما فارسی بنویسید. به سوالات فینگلیش پاسخ داده نمی شود.

2- سن ،جنسیت و وضعیت تأهل خود را حتما بنویسید.

3- برای سوالات محرمانه خود درخواست رمز نمایید.

4- از پرسیدن هرگونه سوالی خجالت نکشید.

5- برای اطلاع رسانی پاسخ سوال شما در سایت شماره همراه و ایمیل خود را در صورت تمایل وارد کنید.

6- سوالات خود را  فقط در بخش ایجاد سوال مشاوره می توانید درج نمایید.

7- صرفاً به سؤالاتی پاسخ داده خواهد شد که ایمیل یا شماره همراه خود را در سؤال درج نمایند.

ضمنا امکان مشاوره آنلاین نیز فراهم شده که می توانید جهت پاسخگویی به سوالاتتان استفاده نمایید.


سامانه پیامک روان پاسخگو: 5000241563

جهت ثبت نام در مشاوره کنکور سراسری 93 رشته های تجربی، انسانی و ریاضی عدد 1 را ارسال کنید

خبر جدید: مشاوره ویدئویی از طریق نرم افزار اسکایپ (Skype) فراهم شد،

با نام javad_afshar85 مشاوره آنلاین ویدئویی داشته باشد


تذکر: به سوالات ارسالی از بخش نظرات پاسخ داده نمی شود.

با تشکر

مدیریت سایت



موضوعات مرتبط: زناشویی ، سوالات مشاوره ای ، ازدواج ، مرکز مشاوره ، روابط دوستی و عشقی ، کارگاه ها و دوره های روان شناسی ، دختران ، پسران ، زندگی
برچسب‌ها: مشاوره , روان شناسی , سوال , پرسش و پاسخ , مشاوره جنسی

تاريخ : چهارشنبه 4 دی1392 | 0:0 | نويسنده : مشاور |
سوال: سلام خسته نباشید من 28 سالمه 2 ماهی میشه بادختری نامزد شدیم اما خیلی افسرده شدم. من آدمی بودم اصلا به هیچ دختری علاقمند نمیشدم ودوست نداشتم دوست بشم چون خوشم نمیومد کلا یکم مذهبی بودم تا چند ماه پیش خانوادم تصمیم گرفت با یه دختر که آشنا بود نه فامیل ازدواج کنم چون یه پسری هم اون دخترو دوست داشت وحتی مادرش چند بار به خونه اشون رفته بود ومادرشم جوابشون کرده بود خانواده من رفت خواستگاری و اون پسر چون دید منم میخوام اون دخترو بهم زنگ زد گفت اون دختر تورو نمیخواد گفت نزدیک  به 3 ساله که من باهاش دوستم اون بخاطر تو منو ترک کرده(این حرفو بنظرم دروغ میگفت چون من اصلا رابطه ایی حتی یه اسمسی هم باهاش نداشتم) پسره گفت بلکه به اصرار پدر مادرش بهت میدن.منم چون اینجوری دیدم به پدر مادر خودم گفتم اوناهم گفتن بهتره بری بادختره حرف بزنی وجوابشو خودت بگیری منم بی درنگ رفتم به خونه اشون وموضوع پسره و اینکه نمیخوام پدر مادر اجبارت کنن کاملا راحت بگو ولی دختره گفت من اصلا هیچ علاقه ایی به اون پسره ندارم و تورو خودم گفتم بیاد.تقریبا شب بود قرار بود فرداش منم با دختره بریم آزمایش خون بازاون پسره زنگ زد گفت من هردوتای شما رو میکشم وفش داد منم میخواستم باهاش حرف بزنم واگه امکان داشت دختره رو ولش کنم اما دیدم داره حرفهای گنده مونده میزنه گفتم برو هرچی میخوای بکن.الان بعد از چند ماه یکم از دختره خوشم نمیاد چون ازدواجمون سنتی بود یکم کم آشنا شدیم البته خانواده شون مذهبی و خوبن دختره هم مذهبی و خوبه ولی الان یکم دو دل شدم آیا بعد از عروسی به مشکل نمیخوریم حتی بعضی اوقات بفکر جدایی در دوران عقد می افتم وحتی شبا تو خواب اون پسرو میبینم که میگه چند ماهه دیگه ازهم جدا میشین خیلی ناراحتم بنظرتون من الان چیکار کنم دارم دیونه میشم الان فکر میکنم کاش میشد دخترو بخاطر اون پسر ول میکردم. ممنونم

پاسخ مشاوره


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، روابط دوستی و عشقی ، دختران ، پسران
برچسب‌ها: مشاوره , دوستی , دختر , پسر , عشق

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 6 فروردین1393 | 1:43 | نويسنده : مشاور |
سوال: سلام من یه پسر 25ساله هستم من دوماه پیش با یه دختر تو سایت همسریابی دو همدم اشنا شدم و چون قصد جفتمون ازدواج بود نهایتا به هم رسیدیم.دوهفته اول خوب بودیم بعد مشکلات شروع شد. گفت تو خیلی ادم سرد و بی روحی هستی چون چند بار بهش به شوخی گفتم لوش(پوست خربزه) و یکبار که لباس تازه گرفته بود و موهاش رو رنگ کرده بود به شوخی مسخره کردم. این موارد باعث شد قهر کنه و پای خانواده ها به میون رسید وبحث طلاق رو دوبار با وجود اینکه قول دادم که تکرار نشه پیش کشید و مشکلات شروع شد وقتی که قراربود به قولش عمل کنه(قرار بود سر کار که فروشندگی بود نره).دوبار تو این دوماه باهم بیشتر نخوابیدیم واین دوبار ارضا شد بدون توجه به ارضا شدن من.بعدش دیگه نذاشت بهش دست بزنم و میگفت حالت تهوع بهش دست میده و ازاین حرفاو کم کم این حرکتش به رابطه بیرون تخته خواب هم کشیده شدطوری که نمی خوست کنارم بشینه(اینم بگم که رابطه همخوابی ما فقط به بوس و بغل و مالیدن فقط ختم میشد وزیاده روی نکردم). این کارش منو اذیت میکرد و باعث میشد بهش از نظر مالی نرسم و چون باعث و بانی بی توجهی های اونرو کارش و دوستاش میدونستم خیلی جدی گفتم یا کار یا من که اون کارش رو انتخاب کرد وحلقش رو انداخت و از خونمون رفت و چند روز بعد طلاق خواست که با پادر میونی عموش(چون بابا وداداش نداره)قرارشد سر کار نره اونم قبول کرد که نره و من حقوقش رو هرچی که میگرفته بهش بدم همه چی خوب بود یه دفعه وقتی تسویه کرد شب عید سال 93 با بدرفتاریش روبه رو شدم و شبش 20 تا قرص لورازپام به قصد خود کشی خورده بود که عید مونو خراب کردکه هیچ الان باعث شده ازش واقعا سرد بشم و فکر نمیکنم گزینه مناسبی برای زندگی باشه. حالا از شما میخوام منو از سردرگمی نجات بدین که من چه کنم با این موجود که نه احساسی به من داره(برخلاف روزای اولش که دائم قربون صدقم میرفت)و میگه بهم تا اخر عمر نباید دست بزنی واگه بچه یه روز خواستی طلافم بده و زن دیکه ای برای خودت بگیر تا صاحب فرزند بشی وحالا هم که خودکشی. به نظر شما بچه ای که زیر دست این موجود بزرگ بشه چی میشه اصلا اون اصله کاری هیچ ایا این زن میشه برای من؟تورو خدا کمکم کنید .ممنون میشم. در اخر هم یه نصیحت میکنم به تمام کسایی که میخوان ازدواج کنن و اون اینکه اینترنت محل مناسبی برای ازدواج نیست و مثل من یه روز پشیمون میشین طوری که سنگ نمیبینی به سرت بزنی تمام ازدواجهای اینترنتی عمر مفیدشون 3 سال بده و امیدوارم من نباشم جزو این دسته و در اخر ازهمه میخوام برام دعا کنن.متشکرم

پاسخ مشاوره


موضوعات مرتبط: زناشویی ، سوالات مشاوره ای ، ازدواج ، روابط دوستی و عشقی ، دختران ، پسران
برچسب‌ها: مشاوره , خانواده , روانشناس , ازدواج , اینترنتی

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 5 فروردین1393 | 5:4 | نويسنده : مشاور |
سوال: با سلام
بنده امير ٢٤ سأله هستم پسري سر به زير ولي  خوش سروزبان بودم و يه جورايي چون خيلي درس خون بودم بهترين رشته رو تو فأميل قبول شده بودم  وبا دخترا ميانه خوبي نداشتم  تا اينكه شش سال  پيش با يكي از دختر هاي فأميل نا خود اگاه وارد رابطه اي شدم كه هنوز دارم تاوان اشتباهمو ميدم،شش سال پيش سر كلاس دانشگاه بودم كه دختر عمه ام بهم زنگ زد وبا من شروع به صحبت كردن كرد أوايل خيلي حوش حال بودم كه با دختر عمه ام رابطه دارم چون اونا از هر نظر از ما سطح شون بالا بود،بعد از گذشت شش ماه من نسبت به اين رابطه احساس خوبي نداشتم و چون من أصلا عاشقش نشده بودم و رابطه رو قطع كردم٠نميدونم چي شد كه دوباره  اين رابطه رو باهاش شروع كردم مدتها ميگذشت ك ما يك هفته بأهم خوبه بوديم و يك هفته با هم مشكل داشتيم اين روند آدامه دار بود تا اين كه من گفتم ديگه نمي خوام  اين رابطه رو آدامه بدم كه اون زد زير گريه،،
بعد از گدشت يك سال انگار دلم براش تنگ شد زنگ زدم بهش گفتم بيا دوباره ادامه بديم كه خواهرش نذاشت و خودش پنهاني بهم اس داد كه باشه من باهات هستم،كاش زنگ نميزدم  اين شد كه دوباره رابطمون شروع شد تا به جايي رسيد كه خانواده هامون متوجه قضيه ما شدن
من با بعضي رفتاراش مشكل دارم و از همه مهم تر أين كه واقعا عاشقش نشدم و أين كه به إجبار دارم أين رابطه رو ادامه ميدم و بدتر از همه اين كه ازم ميخاد بهش بگم دوسش دارم  و من الكي و بدون احساس بهش ميگم كه دوسش دارم تو اين مدت ك مجددا رابطه رو شروع كرديم ازم خوات ك دست شو بگبرم و من نميگرفتم و به من ميگفت چقدر بي إحساسي بعد از ي مدتي يه شب تنها أومد  به منزل ما أومد تو أتأقم يكم بأهم صحبت كرديم بعد من دست شو گرفتم
اين دست گ فتن همان  بوسيدن همان و كار نزديك بود به رابطه جنسي برسه كه انگار خدا كمكم كرد و بعد از اون شب من ديگه راحت بهش دست ميدادم،
حالا من يه عذاب وجدان نسبت به كاراي اون شب دارم اون خيلي به من وابسته شده به من ميگه تو مرد ارزوهامي در صورتي كه من أصلا دوسش نداوم و اين كه من يه فرد ديگرو دوست دارم و به خاطر دختر عمه ام سراع اون كسي كه از ته دل دوسش دارم نرفتم انگار مديون  هستم به دختر عمه ام
حالا ديگه واقعا ديگه موندم ك چكار كنم
من ناخاسته اين رابطه رو شروع كردم و الان دارم اين رابطه رو به إجبار آدامه ميدم اون عاشقم شد ولي من نتونستم شش سال پبش بهش جواب رد بدم والآن واقعا تموم وجودم داغونه و روحيه هيچكاريو ندارم و در نهايت ميترسم به عشقم نرسم

شايد داستان رو پراكنده توضيح دادم بخشيد

پاسخ مشاوره


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، روابط دوستی و عشقی ، پسران
برچسب‌ها: مشاوره , دوستی , دختر , پسر , عشق

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 5 فروردین1393 | 4:50 | نويسنده : مشاور |
سوال خصوصی امیرسام
رمز 4 رقم آخر شماره همراه

پاسخ مشاوره


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، روابط دوستی و عشقی ، پسران
برچسب‌ها: مشاوره , دوست , پسر , دختر , عشق

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 13 شهریور1392 | 8:51 | نويسنده : مشاور |
سوال: با سلام

یک سال پیش تو یکی از سایتهای چت روم با ی دختری اشنا شدم ، چت میکردیم میگفتیم میخندیدیم بعد ی ماه متوجه شدم که اون شوهر داره خودش به من گفت  از زندگیش گفت که به اجبار خانوادش وارد این زندگی شده هیچ علاقه ایم به شوهرش نداره تو زندگیش خیلی سختی کشیده ی بچه هم داره ... بدش گفت که اگه برات سخته با من بحرفی مشکلی نیس ولی من میخواستم بش کمک کنم گفتم ببینم مشکلش چیه بعد ی مدت که گذشت هر کاری گفتمو کرد ولی بازم هیچ اثری نداشت زندگیشت داغون بود از همون اول دیگه نمیشد کاریش کرد کنارش موندم چند ماه گذشت که به من گفت ی قرار بزاریم همدیگرو ببینیم اولش قبول نمیکردم ولی گفتم شاید بتونم کمکش کنم همدیگرو دیدیم و ای کاش ... از اخلاقش خوشم اومده بود خوشو که دیدم دیگه بدتر عاشقش شدم اونم همینطور عاشق هم شدیم الان زندگیش به قول خودش به ی تاره مو وصل نه به خاطر من چون مشکل داره با زندگی ای که داره الان وضعیتم داغون نمیتونم اینجوری ببینمش دارم عذاب میکشم اونم داره عذاب میکشه ی راهی چاره ای ... بگید من چیکار کنم نمیتونمم تنهاش بزارم چون میدونم ممکنه ی بلایی سر خودش بیاره نمیدونم چیکار کنم نمیدونم

پاسخ مشاوره


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، روابط دوستی و عشقی ، پسران
برچسب‌ها: مشاوره , ازدواج , دوستی , پمتاهل

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه 24 مرداد1392 | 22:42 | نويسنده : مشاور |
سوال: سلام . من محمد هستم 28 ساله از خوزستان . مشکل خودمو میگم بلکه کمکم کنید . یکی از دوستان صمیمیه من که نزدیک 7 ساله با هم دوستیم و رابطهمون خیلی صمیمیه . الان یه چند وقتیه که یه حالت خجالت کشیدن و رودروایستی بین ما اتفاق افتاده که باعث ناراحتی هردومون شده . یعنی اینکه ابراز احساساتمون کم شده بین هم . آیا میدونید مشکل کجاست ؟ خود من که بعضی وقتا خیلی اعصابم میریزه بهم  وقتی نمیتونم حتی دست بندازم دور گردن دوستم . این مشکل از منه یا اون ؟  البته اعتراف میکنم که خودم یکم آدم کمروییم  اما نه در این حد که داره میشه .  چکار میتونم بکنم ؟

پاسخ مشاوره


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، پسران
برچسب‌ها: مشاوره , سردی , رابطه , دوستی

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 14 مرداد1392 | 0:42 | نويسنده : مشاور |
سوال: سلام خدمت شما و خسته نباشيد

من دخترى 21 ساله هستم به مدت يك سال با اقايى كه تقريبا از اشناهامون بودن دوست بودم يك شب به طرز ناخواسته و از روى رو دربايستى بيش اون اقا موندم و بدون اينكه من تمايلى داشته باشم منو بوسيد حالا مدتى هست كه نامزد كردم و خيلى نامزدم رو دوست دارم اما بابت اون رابطه به شدت عذاب وجدان دارم و احساس مى كنم كه به نامزدم خيانت كردم.ايا كار من يك كناه يا خيانت هم مى تونه باشه؟

پاسخ مشاوره



موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، ازدواج ، دختران ، پسران
برچسب‌ها: بوسه , خیانت , زناشویی , نامزد , عقد

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 6 مرداد1392 | 19:9 | نويسنده : مشاور |
سوال: با سلام من پرهام 34 ساله دارای دکتری هستم و در حال حاضر فروشگاه لپ تاپ دارم و وضعیت مادی خوبی نیز دارم . مدت 7 سال است که با دختری 21 ساله که الان دانشجو هست دوست هستم . روابط ما با همیشه زبانزد دوستان بود و هیچ گونه مشکل یا اختلاف نظری باهم نداشتیم و همدیگر را دوست داشتیم . از 6 ماه قبل سیل خواستگار ها به طرف او شروع شد و همیشه به من می گفت آخر رابطمون چی میشه و من هم جواب می دادم این راه را با هم آمده ایم و با عشق ادامه خواهیم داد و درباره ازدواج هیچگاه قول ندادم و فقط می گفتم راه را ادامه بدهیم و سن تو برای فکر کردن به ازدواج زود است تا بالاخره فشار خواستگار ها زیاد شد و این من رو خیلی آزار می داد و نمی توانستم ببینم به خاطر من زندگی آیندش رو خراب کنه. بنابراین من 2 ماه پیش با تمام علاقه ام به او عمدا شروع کردم به خراب کردن رابطه تا او را از خود دور کنم ( بزرگترین اشتباه من که همین باعث شده روز و شب نداشته باشم )  تا اینکه بعد از 2 ماه 1 هفته پیش با خبر شدم که نامزد کرده و از اون موقع تاحالا بیحال افتاده ام و زندگی برایم نمانده . حداقل صبر نکرد تا مدتی بگذرد و هم این که خبری (مستقیم یا غیر مستقیم ) به من نداد . من شکه شده ام . از وقتی این اتفاق افتاده باهاش صحبت کردم و ازش خواهش می کنم که برگرده و بهش قول دادم که ازش خواستگاری کنم و همه چیزم رو به پاش بریزم .( سرم به سنگ خورده ) ولی اون فقط می گه نه دیگه دیره و مهر اون پسره داره تو دلش میشینه ولی خیلی گریه کرد و احساسم بر اینه که افسوس می خوره . از اینکه نامزدی رو به هم بزنه هم خیلی می ترسه ولی پدرش بهش گفته که هروقت فکر کردی اون پسر رو نمی خوای من نامزدی رو به هم می زنم . ما بهش قول دادیم اگه به من جواب مثبت بده بهش کمک کنیم تا کم کم نامزدی رو به بزنه . 4 روز پیش قبل از اینکه از دانشگاه به شیراز بیاد بهم گفت که می رم شیراز و به همه چیز فکر می کنم ولی با اینکه دوستان خوب مشترکمون بهش زنگ می زنن و ازش میخوان که عجولانه تصمیم نگیره باز هم احساس میکنم به دنبال راهی است که از این مشکلات به وجود آمده فرار کنه و نه رو بگه تا از مشکلات آینده بله گفتن به من رهایی پیدا کنه . من بهش اطمینان دادم که اگه برگرده بهترین زندگی رو واسش می سازم ( من و اون هیچ وقت به هم دروغ نگفتیم ) .  اون خیلی تنهاست و برای درد دل کردن با دوستان صمیمیمون تماس داره . البته یکی از اون ها هم سعی می کنه طرف اون باشه تا اون احساس تنهایی نکنه . کاملا منطقی با هم صحبت کردیم . الان به شیراز اومده و علاوه بر اینکه در حال فکر کردن هست با پسره هم میچرخه و میهمانی و ... . از من تا آخر این هفته که میخواد برگرده فرصت خواسته که فکر کنه  و می گه دو تاییتون رو روی کفه ترازو میذارم  تا  ببینم کدام یک بیشتر می چربه و قراره زمانی که به دانشگاهش برگشت جواب آخر رو به من بده . دارم دیوونه می شم چون نشانه ای از امید نمیبینم . وضعیت پسره هم خوبه و هم شغل داره و هم تحصیلات و هم اینکه کاملا شناخت دارن ازش ( از وضعیت من بهتر نیست ) . من خیلی پشیمونم و آرزو می کنم که برگرده و دیگه دستاشو ول نخواهم کرد و مثل پروانه به دورش خواهم گشت . بهترین ها رو واسش مهیا می کنم و قول میدم با کمال عشق باهاش زندگی کنم . شما بگین که چه کار کنم و چه جوری و از چه راهی برش گردونم . تاریخ عقدشونم 1/5 دیگست . خیلی عجله دارم .


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، روابط دوستی و عشقی ، پسران
برچسب‌ها: مشاوره , آنلاین , دوست , دختر , خواستگار

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه 20 تیر1392 | 13:37 | نويسنده : مشاور |


موضوعات مرتبط: روابط دوستی و عشقی ، دختران ، پسران
برچسب‌ها: دوست , دختر , پسر , بغل , آغوش

تاريخ : یکشنبه 16 تیر1392 | 14:17 | نويسنده : مشاور |
سوال: با عرض سلام و خسته نباشید
من پسری مجرد و 25سال سن دارم که زمان بچه گی دچار خود ارضایی شدم. ولی چون متوجه شدم که کار بدیه ترکش کردم. ولی متاسفانه مدتی است که مشکل عدم بلند شدن آ لت دارم و هیچ حسی ندارم و از ازدواج کردن میترسم. گاهی اوقات تصمیم میگیرم که اصلا ازدواج نکنم. میخواستم بدونم آیا برای مشکل بلند نشدن آلت درمانی هست؟ با این مشکل که ذهنم را زیاد به خودش مشغول کرده چه کنم؟ لطفا کمکم کنید.

با تشکر از شما


پاسخ: سلام برشما. مشکل شما یعنی عدم نعوظ آلت باید بصورت حضوری صرفا درمان بشه. میتونید حضوری در کلینیک تشریف بیارید تا تکنیکها رو ارائه بدم خدمتتون


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، جنسی ، پسران
برچسب‌ها: نعوظ , آلت , پسر , بلندی , جنسی

تاريخ : سه شنبه 11 تیر1392 | 19:33 | نويسنده : مشاور |
سوال: باسلام عسل هستم ببخشید انقدر مزاحم شما میشم بهتون گفتم خواستگارم سرطان داشت آقای دکتر الان 5جلسس شیمی درمانی میشه به حدی بداخلاق شده که دیگه کم آوردم همش میخواد دعواکنه فحش بده .صبح میگه برو شب میگه اشتی کن .میگه اگه بری میمیرم تو برام باید بمونی یهو باز قاطی میکنه میگه نمیخوامت به کوچیکترین حرف من حساس شده ویه دعوای شدید راه میندازه.از جهتی منم بریدم غرور وشخصیتم خرد شده از جهتی هم دوسش دارم و میدونم عوارض سیمی درمانیشه میگه طاقت بیارو تحملم کن التماس میکنه ولی اگه قاطی کنه باز حالیش نیست التماسم کرده.چیکارکنم؟چی بگم بهش؟ازش جداشم؟یا تحمل کنم تا شیمی تموم شه؟دیگه مغزم کار نمیکنه


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، ازدواج ، دختران ، پسران
برچسب‌ها: ازدواج , شیمی , درمانی , دوست , پسر

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 9 تیر1392 | 22:26 | نويسنده : مشاور |
سوال: دختری 28 ساله هستم .3 سال قبل از همسر سابقم به دلیل اعتیادش به شیشه طلاق گرفتم. این زندگی 7 ماه بیشتر طول نگشید.10 ماه قبل در محل کارم با مردی که مهندس برق است و شغل خوبی دارد اشنا شدم . من هم لیسانسه و مدرس زبان هستم .ایشان هم 28 سال دارند . ما عمیقن عاشق هم شدیم و تصمیم به ازدواج گرفتیم.از ترس مخالفت خانواده اقا به انها گفتیم که من 2 هفته بعد از عقد از همسر سابقم جدا شدم .من فارس و خانواده ایشان عرب زبان هستند.3 روز بعد از جلسه خواستگاری خانواده اقا شروع به مخالفت با ازدواج ما کردند . به این دلیل که من فارس هستم و خانواده خیلی مذهبی ندارم و این که قبلن یکبار ازدواج کردم .اقا همچنان اصرار میکرد . تا اینکه این خانواده از طریق تحقیق به یکی از خواستگاران من که در گذشته به او جواب رد داده بودم رسیدند .ایشان هم از روی دشمنی با من به خانواده مرد مورد علاقه ام گفتند که من نه فقط عقد بلکه عروسی کردم و چندین ماه زندگی . علاوه بر این کلی هم از من بدگویی کردند . 10 ماه هست که تلاش میکنیم . از 2 مشاور هم کمک گرفتیم و با خانواده فرد مورد علاقه ام صحبت کردند تا به انها بفهمانند که دلایل مخالفتشان منطقی نیست . اما همچنان سرسختانه مخالفند و به فرزندشان میگویند اگر مرا میخواهد باید انها را برای همیشه ترک کند .ما واقعن درمانده شدیم و فکر اینکه از هم جدا شویم ما رو دیوانه میکند . تو رو خدا به ما کمک کنید . ایا این انصاف است که ما به خاطر دلایل غیر منطقی و سلایق شخصی خانواده ایشان از عشقمان و خوشبختی محروم شویم ؟ ما داریم نابود میشیم . خواهش میکنم جواب من را بدید

موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، ازدواج ، روابط دوستی و عشقی ، دختران ، پسران
برچسب‌ها: مشاوره , ازدواج , سوال , پرسش , روانشناسی

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 23 اردیبهشت1392 | 0:55 | نويسنده : مشاور |
سوال: بادختره زيبايي دوست شدم كه من اولين دوستش بودم وبعدچندوقت كه رفتم سربازي بهم خيانت كرد. حدود 5ماه بعد برگشت وابراز پشيموني كرد. من هنوز سرباز بودم.دوباره دوست شديم. من شكام برطرف نميشه هرچي سعي ميكنم. البته بگم اونم شيطونه وبه جز يه سري رفتاراي محدودش نسبت به گذشته كليت رفتاراش تغييرنكرده لازم به ذكره من ازاولش ديوونه وعاشقش بودم واينوتورفتارام همه جوره بهش فهموندم حالا هم به علت شكهاي من و هم به علت ابراز علاقه ي بيش ازحدم دل سردشده. خيلي ماديه درصورتي كه من تو ماديات كم نذاشتم. علاقمند به ارتباط باافرادي كه من بهشون حساسمه لجبازم هست . خيلي قهركرديم وبيشترمواقع من پاپيش گذاشتم واسه آشتي بااينكه 90%مواقع حق بامن بوده.الگوهاي رفتاريش يا آدماي كم تجربه ترازخودشه ياآدماي شكست خورده درصورتي كه هميشه من پايبنديمو بهش ثابت كردم امابازم درمورد ازدواج با من مردده.البته بگم توفاميلاي پدريش ومادريش آدم خالص وپاك كه اهل هيچي نباشن وجودنداره باباش اهل دختر بازيه مامانشم ازدواج مجدد كرده بااينكه من اين نواقص وندارم منوهمش مورد ارزيابي قرارميده. تلاش هم نميكنه به رفع شكام كمك كنه.به نظر شما بازم بهم خيانت ميكنه؟ منوفقط واسه ماديات نگه داشته؟تو آبنمكم؟ واينكه چيكاركنم ارزش قبليم تورابطه برگرده؟ يايه راهي واسه بهبودشرايط بگي.

پاسخ


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، روابط دوستی و عشقی ، پسران
برچسب‌ها: سوال , پرسش , پاسخ , جواب , مشاوره

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 27 بهمن1391 | 19:26 | نويسنده : مشاور |
سوال: سلام

من یک ساله با یه دختر مومن و با حجاب والبته خیلیم خوش اخلاق رابطه دارم که قراره 100% باهم گذاشتیم که ازدواج کنیم..اما نمیدونم چم شده چند ماهیه فکرایه ناجور به سرم میزنه که خدای نکرده شاید با یکی دیگه هم رابطه داشته باشه باور کنید از بس ساده هست اینطوری شدم. البته چند بار تونستم این فکرو از ذهنم بندازم دور اما یه اتفاقاتی مثلا یکی دوبار مزاحم تلفنی داشت با اینکه اس هاشو بهم میداد اما من عوض میشدم. به قرآن مطمئنم خیلی پاکه .فقط یه راهی بگید من نجات پیدا کنم. به خدا از زندگی نمیتونم لذت ببرم

پاسخ


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، روابط دوستی و عشقی ، پسران
برچسب‌ها: سوال , پرسش , پاسخ , جواب , مشاوره

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 27 بهمن1391 | 19:9 | نويسنده : مشاور |
سوال: سلام با خانم متاهلی آشنا شدم که بزرگتر ازمن هست..مشکلش اینه که شوهرش مردانگیشو از دست داده و در حال حاضر به گفته خودش به خاطر بچه هاش داره ادامه میده و میگه که بعداز این همه سال زندگی نمیتونه طلاق بگیره..من به این خانم علاقه قلبی وعاطفی دارم و سوالم این هست که برای ازدواج با این خانم چکار باید انجام بدم و ایشون چکارباید بکنن

پاسخ


موضوعات مرتبط: زناشویی ، سوالات مشاوره ای ، ازدواج ، پسران
برچسب‌ها: سوال , پرسش , پاسخ , جواب , مشاوره

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 25 بهمن1391 | 20:55 | نويسنده : مشاور |
سؤال: باسلام بنده فردی کارمندهستم باحقوق ماهانه ۷۵۰هزارتومان شغل پدرم هم کشاورزاست به دختری ازفامیل به طورشدیدعلاقه مندشدم ولی ازلحاظ فرهنگی ازمابالاترندمثلاپدرش استاد دانشگاست ایابااین شرایط به خواستگاری بروم تمام فکرم پیش دختره است.

پاسخ


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، ازدواج ، پسران
برچسب‌ها: سوال , پاسخ , مشاوره , ازدواج , زن

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه 12 بهمن1391 | 15:43 | نويسنده : مشاور |
سؤال: سلام خسته نباشین. من کنکوری هستم. تا الان درس نخوندم. داداش کسی ک عاشقشم گفته باید رشته خوبی قبول شی تا اجازه بدن خاهرشون بامن ازدواج کنه. چه جوری و روزی چند ساعت درس بخونم تا رشته خوب قبول شم؟

پاسخ در ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، پسران ، مشاوره تحصیلی
برچسب‌ها: سوال , پاسخ , مشاوره , ازدواج , زن

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 7 بهمن1391 | 17:53 | نويسنده : مشاور |
سؤال: من پسری با زانو های پرانتزی هستم. خیلی از مشکلم رنج میکشم. میخام بدونم ی دختر همه چی تموم با کسی ک زانوهاش پرانتزی هست ازدواج میکنه؟؟؟

پاسخ در ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، ازدواج ، پسران
برچسب‌ها: سوال , پاسخ , مشاوره , ازدواج , زن

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه 5 بهمن1391 | 4:26 | نويسنده : مشاور |
سؤال: با سلام و عرض خسته نباشيد

من سعي در ايجاد رابطه اي داشتم اما خيلي در ايجاد ان عجله كردم و به علت همين عجله شايد جواب منفي از طرف مقابلم شنيدم و البته اشتباه بعدي اين بود كه بعد از ان بيكيري خيلي زيادي هم كردم .ايا ميتوانم ذهنيت منفي را درست كنم و اينكه جكونه ميتوانم ان را درست كنم؟

پاسخ در ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، ازدواج ، روابط دوستی و عشقی ، پسران
برچسب‌ها: سوال , پاسخ , مشاوره , ازدواج , زن , شوهر , همسر , جنسی , تحصیلی , رشته , طلاق , خواستگاری , عجله , دوستی , برادر , عروس , داماد

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 27 دی1391 | 2:33 | نويسنده : مشاور |

سؤال: سلام . وقت بخیر و بازم ممنون از این سایت.

من 24 سالمه از 18 سالگی با یه پسری که 4 سال ازم بطرگتر بود آشنا شدم.. کلا خیلی همدیگرو دوس داشتیم .. منم دانشجو بودم اون موقع و اونم همینطور...من از شمال و اون از تبزیز..تو ی شهر درس میخوندیم...تا اینکه این آشنایی باعث شد دل ببندیم..عاشقانه دوسم داشت و دوسش داشتم بی هیچ چشم داشتی..پاک پاک بود رابطه ما.واس هم میمردیم.... خیییییییلی حسود داشتیم که به رابطمون حسودی میکردند در این حد!!!!! بهد خدمت سربازیشم با اینکه ازم دور بود با هم بودیم حرف میزدیم..به خدا همه چیزمون عشق بود... تا اینکه 4 سال گذشت وو برای ازدواج پدر مادرش راضی نشدند... و منم اصلا به خونوادم نگفتم تا ببینم اون چی میگه ..نشد که راضی کنه... تو این وسطم تو این 1 سال ما دیگه دیر به دیر همو میدیدم... کم کم از هم فاصله گرفتیم... چون معلوم بود به هم نمیرسیم... کم کم اصلا تحویلش نمیگرفتم خودمم بهش گفتم اما اون گفت به دفع نرو کم کم برو از پیشم... اما من سنگدل بودم اون ازم خواهش میکرد منو درک کن تحویلم بگیر اما برای اینکه فراموشش کنم خیلی راحت سنگدل شدمو دلمو بستم به یکی دیگه... دل که نه کلا برای اینکه نبودنش اذیتم نکنه و اون همه گریه هام کم شه با یکی حرف میزدم.. اون خواهش میکردو من اصلا هفته ای 4 بارم اس نمیدادم ...دیگه ازش خبری نشد ارتباطمون زوری بود... تا مادرش فوت شد و من بعد 2 ماه از خودش شنیدم خیلییی ازم دلخور بود که تنهاش گداشتم... اما من 1 هفته خوب میشدم باز دوباره تحویلش نمیگرفتم تا اینکه کلا..همه چی تمام شد.....

الان حس عذاب وجدان دارم!!!بعد 1 سال تازه شبوروز بهش فکر میکنم..به خدا بهترین همدم و همسر برای من بود.تک بود. چیکار کنم؟میخوام بهش بزنگم ..اما زخم کهنه وا میشه؟

پاسخ در ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، ازدواج ، روابط دوستی و عشقی ، دختران ، پسران
برچسب‌ها: سوال , پاسخ , مشاوره , ازدواج , زن , شوهر , همسر , جنسی , تحصیلی , رشته , طلاق , خواستگاری , سرطان , برادر , عروس , داماد , دوست پسر , دوست دختر , قطع , رابطه , کات , عذاب , وجدان , اسمس , SMS , جدایی

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 15 دی1391 | 12:46 | نويسنده : مشاور |

سؤال: همسرم در سال 80 دچار انحراف اخلاقی شد که فهمیدم وکاربه جای باریک نکشید 4 سال بعد مجددا در محل زندگی امان با پسر مجردی آشنا شد تا جاییکه وی را در نبود من به منزل آورده بود وکار به روابط نامشروع هم رسید بدلیل اینکه بچه داشتم از وی گذشت کردم ضمنا در آن زمان وضع مالی خوبی هم نداشتم اما اعمال وی از بابت وضعیت مالی ام نبودخدا راشکر در حال حاضروضع مالی ام بسیار خوبه اما همیشه ناراحت ونگرانم نمیدانم آیا دوباره اینگونه اعمال از وی سر میزند یا نه؟یا با صحبت با وی ازش جدا شوم؟چون واقعا نسبت بوی علاقه ای ندارم وصرفا جهت مادر بچه هایم در خانه وجود خارجی دارد راهنمایی کنید چگونه با وی زندگی کنم؟احساس میکنم این باز هم با کسی رابطه برقرار کند چون از رفتارش می قهمم علاقه ای بمن ندارد وبا توجه به رفاه زندگی اش با من زندگی میکند آیا چنین چیزی ممکن است؟

پاسخ در ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: زناشویی ، سوالات مشاوره ای ، پسران ، زندگی
برچسب‌ها: سوال , جواب , پاسخ , مشاوره , ازدواج , تحصیلی , دختر , پسر , مرد , زن , شوهر , همسر , خواستگاری , عشق , دوستی , دوست دختر , دوست پسر , طلاق , رابطه , جنسی , زنا , خلاف , گناه , بچه

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه 25 آبان1391 | 0:36 | نويسنده : مشاور |

سؤال: سلام و دروود...من جوانی 21 ساله هستم که10 ساله ناراحتی روحی مثل ترس واظطراب وافسردگی ووسواس دارم..من رفتم پیش دکتر تهران و او به من گفت دوقطبی هستش بیماریم و روزی 10 قرص میخورم..از قرص خسته شدم از زجر خسته شدم کمکم کنید من چه کنم؟؟؟؟


پاسخ در ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، پسران
برچسب‌ها: سوال , پاسخ , جواب , روانشناسی , تحصیلی , مشاوره , ازدواج , دوست , پسر , دختر , جنسی , ناراحتی , روانی , قرص , اضطراب , وسواس , افسردگی , ترس

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 5 آبان1391 | 13:0 | نويسنده : مشاور |

سؤال: سلام . پسری 15 ساله هستم از تهران . برای اولین بار عاشقه یه دختر شدم .

به اسمه مریم . من بهش گفتم قصد من از با تو بودن ازدواجه . اون هم از این نظر مشکلی نداره . فقط به مشکل وجود داره .

قد من 164 و قد اون 170 . هنوز چیزی بهش نگفتم .

میشه راهنماییم کنین ؟


پاسخ در ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، ازدواج ، روابط دوستی و عشقی ، پسران
برچسب‌ها: سوال , پاسخ , جواب , روانشناسی , تحصیلی , مشاوره , ازدواج , دوست , پسر , دختر , جنسی

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 5 آبان1391 | 12:44 | نويسنده : مشاور |
تاريخ : دوشنبه 10 مهر1391 | 16:3 | نويسنده : مشاور |
سؤال: سلام خدمت شما دوست عزیز
من الان 18 سال دارم ..قبلا با همه رابطه ی خوب و صمیمی داشتم و خیلی شوخ طبع بودم و پر حرف،حدود یک سالی هست که مشکل زبانی گرفتم و نمی توانم با کسی رابطه ی صمیمی درست کنم
موقع حرف زدن با کسی فقط به حرف هایش گوش میکنم و هیچ حرفی نمی زنم
فقط در حد یه سوال درمورد حرف هاش...موقع حرف زدن با تلفن هم همینطورم
و حرف زیادی نمی زنم
نمی دونم چم شده..خانواده دوستان و ...از این رفتارم ناراحتن ..لطفا مرا راهنمایی کنید


پاسخ در ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، پسران
برچسب‌ها: سوال , پاسخ , جواب , روانشناسی , تحصیلی , مشاوره

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 4 مهر1391 | 16:21 | نويسنده : مشاور |

سؤال: سلام !! نمیدونم چرا هیچ کاری رو نمی تونم تموم کنم ؟ خیلی کتاب می خونم ولی تا آخرش نه !! تست زیاد می زنم ولیی تا آخرش نه !!! کار می کنم ولی نه کامل !!هی سرد میشم !!ورزش میرم بعدش سرد میشم !!! دانشگاه میرم بعدش سرد میشم !!کلا هیچ کاری رو نمیتونم تا آخر انجام بدم !!یه چن وقت می رم کاراته بعد ول می کنم میرم بدنسازی !!دوباره ول می کنم !!میرم چن وقت زبان بعد ول میکنم !!بگین لطفا من چی کار کنم از این وضعیت بد نجات پیدا کنم؟

پاسخ در ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، پسران ، مشاوره تحصیلی
برچسب‌ها: انگیزه , تمام , کار , مشاوره , روانشناسی

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 2 مهر1391 | 23:43 | نويسنده : مشاور |
سوال: با سلام و خسته نباشید من29 سالمه و حدود15ماهه که ازدواج کردم اما با خانمم مشکل جنسی دارم من زود انزالم احساس خوبی از رابطه جنسیمون ندارم من قبلاً چند سالی خودارضایی داشتم البته خانمم و دوست دارم بجز با خانمم با کسی هیچ رابطه ای نداشتم ولی متاسفانه کمی سرد مزاج شده ام لطفاً راهنمایی کنید.

پاسخ در ادامه مطلب

موضوعات مرتبط: زناشویی ، سوالات مشاوره ای ، جنسی ، پسران
برچسب‌ها: زودانزالی , زناشویی , خودارضایی , روش , جنسی

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 28 شهریور1391 | 11:19 | نويسنده : مشاور |
سوال علی: با عرض سلام و خسته نباشید
من دچار زود انزالی شده ام و متاهل می باشم می خواستم بدونم چه راه حلی برای این مشکل وجود داره؟

پاسخ در ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: زناشویی ، سوالات مشاوره ای ، جنسی ، پسران
برچسب‌ها: انزال , زودرس , متاهل , ارضا

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 4 شهریور1391 | 17:56 | نويسنده : مشاور |

سوال: سلام . نميدونم مشكلمو چطوري بگم. چند وقتيه كه بعضي چيزا اعصابمو بهم ميريزه مثل چكه كردن آب چرخيدن نامنظم بعضي چيزها مثل توپ فوتبال مثل عبور سايه از خودم موقع شب. از همه مهمتر خودمم كه از عكس گرفتن متنفرم خودمو از همه زشتتر ميدونم و اصلا جلو آينه نميرم. نميدونم چه درديه اين درد اگه ميشه كمكم كنيد.

برای مشاهده پاسخ آن به ادامه مطلب بروید


موضوعات مرتبط: سوالات مشاوره ای ، پسران

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 16 مرداد1391 | 11:47 | نويسنده : مشاور |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.