سوال: باعرض سلام وخسته نباشيد!
من دختري 15 ساله ام. از11 سالكي به دليل شكست روحي، از بسرها به شدت متنفرشدم و هنوز هم اين حس در درونم هست.
درواقع اين خصلت من باعث شده كه از ازدواج هم به شدت متنفرشوم.
اين اواخر،بسري كه به قول خودش، از شخصيتم خوشش آمده وارد زندكي ام شده واصرار مي ورزد كه به من نياز داردوبايد به تنهايي اش خاتمه دهم.علاوه براين بسري ديكر باوالدينم صحبت كرده وازمن خواستكاري كرده.من كاملا كيج شده ام! ازدواج برايم خيلي زود است!نميخواهم با بسري رابطه دوستي برقراركنم!جه كار كنم؟
باتشكر
موضوعات مرتبط:
من دختري 15 ساله ام. از11 سالكي به دليل شكست روحي، از بسرها به شدت متنفرشدم و هنوز هم اين حس در درونم هست.
درواقع اين خصلت من باعث شده كه از ازدواج هم به شدت متنفرشوم.
اين اواخر،بسري كه به قول خودش، از شخصيتم خوشش آمده وارد زندكي ام شده واصرار مي ورزد كه به من نياز داردوبايد به تنهايي اش خاتمه دهم.علاوه براين بسري ديكر باوالدينم صحبت كرده وازمن خواستكاري كرده.من كاملا كيج شده ام! ازدواج برايم خيلي زود است!نميخواهم با بسري رابطه دوستي برقراركنم!جه كار كنم؟
باتشكر
پاسخ: سلام
این شکستی که در 11سالگی میگی واسه خیلی ها پیش میاد. اما یه توصیه واسه این دو پسر جدید که یکیش خواستگارته. در لابلای این تعریفهایی که واقعی یا غیرواقعی از شخصیتت می کنن و شاید هم قصد مخ زنی دارن مواظب باش و دقت کن ببین اونها برای تو چه نفعی دارن نه فقط تو چه نفعی داری براشون.
سن ازدواج هم به سن تقویم نیست به عقل و درک و توانایی همسری هستش. اگر نمی بینی در خودت بی پروا بگو نه و محکم بمون وگرنه اگر بخاطر حرف والدین یا ترس از دوستی با پسرهاست پشیمون میشی و لذت زندگیت رو از دست میدی
موضوعات مرتبط:
تاريخ : پنجشنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۱ | 9:26 | نویسنده : محمدجواد افشاری نژاد |